عصر بیداری اسلامی و اتحاد جهان اسلام
X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل


عصر بیداری اسلامی و اتحاد جهان اسلام

یا ایهالمسلمون اتحدوا اتحدوا

قرا رسیدن ماه شعبان . اعیادش مبارکتان باد ای مدافعین ولایت وامامت در عصر غیبت امام مهدی عج  

«مِهر» و «ماه»  

ضمن عرض پوزش از اینکه مدتی توفیق یارم نبود در به روز رسانی این وبلاگ . فرا رسیدن ماه شعبان و میلاد پر برکت و مسعود خضرت امام حسین علیه السلام و همچنین زاد روز میلاد حضرت امام سجاد علیه السلام و میلاد علمدار کربلا حضرت عباس بن علی علیه السلام را به را به پیشگاه مقدس آخرین وارث غدیر و عاشورا ، منتقم خون شهیدان حضرت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه و شیعیان و دوستداران و شیفتگان ولایت و امامت بخصوص پرچمداران حماسه دفاع از 

 ولایت و امامت  و بیدارگران اقالیم قبله تبریک و تهنیت عرض می نمایم . جلب می نمایم اللهم عجل لولیک الفرج والنصر

نوشته شده در جمعه 2 تیر‌ماه سال 1391| ساعت 10:12 ب.ظ| توسط جلیل محمود ی| نظرات (0)|

ضمن تبریک یوم الله ولادت رسول خدا صلی الله علیه واله و ششمین جانشینش حضرت امام صادق علیه السلام و ایام الله دهه مبارکه فجر انقلاب اسلامی ایران نظر عزیزان را به مطالعه مطالب ذیل که عینا از http://www.khodadost.blogfa.com نقل شده جلب می نمایم .ملتمس دعا اللهم عجل لولیک الفرج والنصر

«بسم الله الرحمن الرحیم»

اسعدالله ایامکم

باسلام به شما دوستان عزیز ولادت با سعادت پیامبراکرم(ص) و همینطور ولادت امام جعفر صادق را به پیشگاه حضرت بقیة الله ارواحنافداه و شیعان و دوستداران اهل بیت عصمت و طهارت تبریک عرض می کنیم.در سال گشته مطالبی در پیامبر اکرم(ص) و امام جعفر صادق(ع) در پایگاه نوشته شد.امسال هم قصد داریم به حول و قوه الهی مطالبی در پیرامون پیامبر(ص) بنویسیم ولی متأسفانه بدلیل زیاد بودن این مطلب و بدلایلی دیگر نتوانستیم مطلبی درباره امام صادق(ع) بنویسیم.امیدواریم بهره معنوی کافی را ببرید.در ضمن تأکید می کنیم که حتماً این مطالب را بخوانید چراکه این مطالب با زحمات زیادی جمع آوری می شوند و دراین پایگاه درج می گردند.لطفاً کمی پایین تر بروید.......... 

ولادت با سعادت پیامبراکرم(ص)و امام جعفرصادق(ع)مبارک باد.

ولادت با سعادت پیامبراکرم(ص)و امام جعفرصادق(ع)مبارک باد.


::ادامه مطلب::
نوشته شده در جمعه 21 بهمن‌ماه سال 1390| ساعت 08:22 ق.ظ| توسط جلیل محمود ی| نظرات (0)|

رهبر معظم انقلاب در اجتماع پرشور جوانان مسلمان و انقلابی:
قیام کشورهای اسلامی مقدمه قیام علیه دیکتاتوری جهانی شبکه فاسد صهیونیستی است

خبرگزاری فارس: حضرت آیت‌الله خامنه‌ای تأکید کردند: قیام امروز در کشورهای اسلامی مقدمه قیام علیه دیکتاتوری جهانی شبکه فاسد و خبیث صهیونیستی و استکباری است.

خبرگزاری فارس: قیام کشورهای اسلامی مقدمه قیام علیه دیکتاتوری جهانی شبکه فاسد صهیونیستی است
گزارش تصویری مرتبط

-------------------------------

به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر مقام معظم رهبری، صدها نفر از جوانان 73 کشور جهان از جمله جوانان مصر، تونس، لیبی، لبنان، یمن، بحرین و فلسطین صبح امروز (دوشنبه) در فضایی صمیمانه و لبریز احساسات اسلامی و انقلابی، با رهبر معظم انقلاب اسلامی دیدار کردند.

 

حضرت آیت الله خامنه ای در این دیدار پس از سخنان نمایندگان جوانان چندین کشور اسلامی منطقه، قیام ملتهای مسلمان بر ضد دیکتاتوریهای وابسته را پدیده ای بسیار مبارک و بسیار مهم و مقدمه قیام علیه «دیکتاتوری جهانی شبکه فاسد و خبیث صهیونیستی و استکباری» خواندند و تأکید کردند: در آفاق روشن این حرکت مبارک، امت اسلامی، به حول و قوه الهی بار دیگر در اوج عزت و استقلال و اقتدار قرار خواهد گرفت.

 

در آغاز این دیدار آقای ضیاءالدین مورو از جوانان انقلابی تونس با اشاره به ویژگی انقلاب مردم تونس به عنوان آغازگر انقلابهای منطقه، گفت: این انقلاب یک انقلاب مستقل و مردمی بود که هیچ حزب و گروه سیاسی در شکل گیری آن نقش نداشتند.

 

وی با تأکید بر اینکه سرنگونی حکومت بن علی، پایان کار نیست، خاطرنشان کرد: مردم تونس بر تحقق کامل اهداف انقلاب تأکید دارند و جوانان انقلابی، موضوع فلسطین و آزادی آن را، مسئله اصلی انقلاب خود می دانند.

 

ضیاءالساوی از جوانان انقلابی مصر با اشاره به برخی فضاسازیها درباره هویت انقلاب مردم مصر گفت: مردم مصر این انقلاب را از مساجد شروع کردند و شعارهای آنها الله اکبر و شعارهای اسلامی و ضد صهیونیستی بود.

 

وی افزود: هدف انقلاب مصر، فقط رسیدن به آزادی و عدالت اجتماعی نبود بلکه هدف نهایی، استقلال حقیقی مصر و رهایی از هم پیمانی با امریکا و صهیونیزم است.

 

آقای ضیاءالساوی خاطرنشان کرد: سرنگونی حکومت مبارک اولین گام انقلاب مصر بود و مردم مصر مصمم به تحقق اهداف کامل این انقلاب از جمله لغو پیمان ننگین کمپ دیوید و پاکسازی حکومت از بقایای رژیم سابق هستند.

 

عبدالله عبده علاو از جوانان انقلابی یمن با اشاره به انگیزه های قوی اسلامی در انقلاب مردم یمن گفت: ما به ایران علم و فناوری، ایران نوآوریها و ایران مقاومت و ایستادگی آمده ایم تا از تجربیات انقلاب اسلامی برای مبارزه با امریکا و ظلم و استبداد استفاده کنیم.

 

احمد حسن حجیری از جوانان انقلابی بحرین نیز سخنان و اشعاری در وصف احساسات پاک و انقلابی مردم بحرین و غربت جوانان و شهدای این انقلاب بیان کرد.

 

محمد علی محمد عواظ از جنبش مقاومت اسلامی فلسطین (حماس) در سخنانی با اشاره به محوریت موضوع فلسطین در همایش بین المللی جوانان و بیداری اسلامی گفت: با پیروزی انقلاب اسلامی ایران و تعیین روز جهانی قدس، خون تازه ای به کالبد آرمان های فلسطین دمیده شد.

 

خالد السالم از جوانان انقلابی لیبی، انقلاب لیبی را انقلاب تکبیر نامید و گفت: این انقلاب با تکبیر آغاز شد و با تکبیر هم ادامه خواهد یافت.

 

وی ضمن تأکید بر لزوم استفاده مردم لیبی از تجربیات انقلاب اسلامی ایران در مقابله با امریکا، خاطرنشان کرد: انقلاب مردم لیبی از لحاظ مردمی بودن بسیار شبیه انقلاب اسلامی مردم ایران است.

 

خانم فاطمه مغنیه فرزند شهید عماد مغنیه از رهبران حزب الله لبنان نیز به عنوان آخرین سخنران تأکید کرد: پیروزی انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی (ره) سرآغاز و منشأ بیداری اسلامی و انقلابهای کنونی در منطقه است.

 

در این دیدار پس از سخنان نمایندگان جوانان تونس، مصر، یمن، بحرین، فلسطین، لیبی و لبنان، حضرت آیت الله خامنه ای در سخنانی، جوانان کشورهای اسلامی را حاملان بشارتهای بزرگ برای آینده امت اسلامی خواندند و افزودند: بیداری جوانان سرتاسر جهان اسلام، امید به بیداری عمومی ملتهای مسلمان را افزایش داده است.

 

رهبر انقلاب، تاریخ بشر را بر سر یک پیچ بزرگ تاریخی و در آستانه تحولی عظیم برشمردند و تأکید کردند: بشریت از همه مکاتب و ایدئولوژیهای مادی اعم از مارکسیسم، لیبرال دمکراسی و ناسیونالیسم سکولار عبور کرده و در آغاز دوران جدیدی است که بزرگترین نشانه آن، توجه ملتها به خدای متعال، استمداد آنها از قدرت لایزال الهی و اتکای ملتها به وحی است.

 

ایشان با اشاره به «تسلط شبکه دیکتاتوری پیچیده، خطرناک، فاسد و شیطانی صهیونیست‌ها و قدرتهای استکباری» بر جهان افزودند: قیام ملتهای منطقه علیه دیکتاتورهای وابسته، جزئی از مبارزه بشریت با دیکتاتوری جهانی صهیونیستهاست و جامعه بشری با پشت سر گذاشتن پیچ بزرگ تاریخی، از سیطره این دیکتاتوری خطرناک رها می شود و این تحول عظیم براساس وعده صادق پروردگار، به آزادی ملتها و حاکمیت ارزشهای معنوی و الهی منجر خواهد شد.

 

حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به کسانی که ممکن است پیروزی بر شبکه دیکتاتوری جهانی صهیونیستها را غیرممکن بدانند خاطرنشان کردند: قبلاً نیز اگر کسی از پیروزی جوانان مؤمن حزب الله بر ارتش رژیم صهیونیستی سخن می گفت و یا از ذلت طاغوت مصر و تحولات عجیب شمال افریقا حرف می زد خیلی ها باور نمی کردند همچنانکه استقامت، پیروزی و پیشرفت جمهوری اسلامی نیز برای برخی ها قابل باور نبود اما قدرت فائقه پروردگار، خود را در این پیروزیها و تحولات شگفت نشان داد.

 

رهبر انقلاب اسلامی، حضور هوشیارانه و استقامت ملتها در میدان را زمینه ساز تحقق بدون تردید نصرتهای الهی خواندند و افزودند: در پرتو تحقق وعده های پروردگار، صهیونیستها، شیطان بزرگ امریکا و قدرتهای غربی امروز در مقابل بیداری اسلامی احساس ناتوانی می کنند و این احساس ضعف و شکست هر روز بیشتر خواهد شد.

 

حضرت آیت الله خامنه ای، تحولات کشورهای اسلامی را «آغاز راه نجات و سعادت»، برشمردند و افزودند: مهم این است که پیروزیهای بدست آمده را پایان راه ندانیم و با ادامه مجاهدت و تکیه بر عزم و اراده ملتها، و اتکا و حسن ظن به خدای قادر متعال، مبارزه با زورگویان جهانی و عوامل آنها را ادامه دهیم.

 

ایشان با اشاره به پیشرفتهای چشمگیر علمی جمهوری اسلامی در عرصه های هسته ای، زیست فناوری، پزشکی و عرصه های دیگر افزودند: جوانان مؤمن این سرزمین، در اوج ناباوری دشمنان و به رغم همه کارشکنی های آنان، به پیشرفتهایی دست یافته اند که می تواند برای جوانان همه ملتهای اسلامی، درس آموز باشد.

 

حضرت آیت الله خامنه ای با یادآوری تلاش مستبدان جهانی برای تلقین دو باور غلط در افکار عمومی ملتهای مسلمان افزودند: دشمنان امت اسلامی با تزریق احساس ناتوانی در ملتهای مسلمان و تلقین غیرقابل شکست بودن قدرتهای جهانی، حدود 2 قرن است که ملتهای مسلمان را عقب نگه داشته اند اما امت اسلامی امروز بیدار شده و درک کرده است که هر دو تصور، صددرصد غلط است و ملتهای مسلمان قادرند مجد و عظمت تمدن اسلامی را بار دیگر احیا کنند.

 

رهبر انقلاب اسلامی، قرن حاضر را قرن اسلام و معنویت برشمردند و افزودند: اسلام، عقلانیت و معنویت و عدالت را همراه یکدیگر به ملتها هدیه می دهد و تعالیم پروردگار بر اسلامِ عقلانیت و تفکر و تدبر، اسلامِ توکل بر خدا، اسلامِ جهاد و اسلامِ کار و اقدام، تأکید می نماید.

 

حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به تلاش استکبار برای جبران صدمات و ضربات ناشی از قیام ملتها در مصر و تونس و لیبی و دیگر کشورهای اسلامی افزودند: دشمن مشغول طراحی و توطئه است و ملتهای اسلامی بخصوص جوانان امت اسلامی که موتور بیداری اسلامی هستند باید با هوشیاری و مراقبت کامل و استفاده از تجربیات دیگران، اجازه ندهند شبکه استبداد جهانی، انقلابها را از آنها برباید و راههای حال و آینده را منحرف کند.

 

ایشان تجربیات 32 ساله جمهوری اسلامی در مقابله با انواع توطئه های امریکا و دیگر دشمنان اسلام را یادآور شدند و افزودند: مستکبران برای شکست جمهوری اسلامی هرکاری که از دستشان برآمده انجام داده اند اما تاکنون در همه مراحل از ملت ایران تودهنی خورده اند و از این به بعد نیز جز شکست و ناکامی چیزی نصیبشان نخواهد شد.

 

حضرت آیت الله خامنه ای ایجاد اختلاف میان امت اسلامی را از جمله مکاید دشمنان خواندند و افزودند: نهضت بیداری اسلامی، شیعه و سنی نمی شناسد و پیروان همه مذاهب اسلامی، با وحدت و همدلی در میدان مبارزه هستند.

 

رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به اصول مشترکِ فراوان ملتهای اسلامی خاطرنشان کردند: ملتهای مسلمان با یکدیگر تمایزاتی نیز دارند و با توجه به تفاوتهای جغرافیایی، تاریخی و اجتماعی هیچ الگوی واحدی برای همه کشورهای اسلامی وجود ندارد اما مهم این است که همه، با سیطره شیطانی صهیونیستها و امریکایی ها مخالفند و وجود غده سرطانی اسرائیلی را بر نمی تابند.

 

ایشان در ترسیم یک شاخص برای قضاوت درباره رویدادها و حوادث افزودند: هر جا فعالیتی و طرحی وجود دارد که به نفع اسرائیل و امریکاست، باید هوشیار باشیم و آن را حرکتی بیگانه و مخالف منافع ملتها بدانیم و هر جا حرکتی اسلامی، ضد صهیونیستی، ضد استکباری، ضد استبدادی و ضد فساد هست، همه ملتهای مسلمان در تأیید و تقویت آن ، همراه و همدل خواهند بود.

 

رهبر انقلاب به عنوان یک نمونه به تلاشهای دستگاههای رسانه ای جهان برای منزوی کردن مردم بحرین اشاره کردند و افزودند: رسانه های غربی و یا وابسته به غرب، می خواهند با اختلاف افکنی و خط کشی، مسئله بحرین را شیعه و سنی کنند اما هیچ فرقی میان حرکتهای بیداری اسلامی در کشورهای مختلف وجود ندارد.

 

حضرت آیت الله خامنه ای، توکل و حسن ظن به خدا و حفظ وحدت را رمز پیروزی دانستند و با استناد به فرمان پروردگار به پیامبر درباره استقامت و پایداری افزودند: امت اسلامی در پرتو این فرمان الهی، بدون توقف، راه خود را ادامه می دهد.

 

ایشان آینده امت اسلامی را بسیار روشن برشمردند و با اشاره به امکانات انسانی، مادی و غیر مادی جهان اسلام تأکید کردند: ملتهای اسلامی با حفظ تفاوتها و تمایزها در زیر چتر واحد دعوت الی الله قرار دارند و جوانان امت اسلامی، به اذن الهی، روزگار مجد و عزت و اقتدار امت اسلامی را شاهد خواهند بود و این افتخارات عظیم را به نسلهای بعد منتقل خواهند کرد.

 

در ابتدای این دیدار دکتر ولایتی دبیرکل مجمع جهانی بیداری اسلامی با اشاره به حضور 1200 جوان انقلابی از 73 کشور جهان در همایش بین المللی جوانان و بیداری اسلامی گفت: شرکت کنندگان در این همایش در 6 کمیسیون تخصصی به بررسی این موضوعات پرداختند:  "مبانی نظری و فکری و عوامل پیشرفت بیداری اسلامی"، "حاکمیت اسلام، الگوها، دستاوردها و جوانان"، "استکبار جهانی، آمریکا و صهیونیزم در مواجهه با موج بیداری اسلامی"، "جوانان، مقاومت فلسطین و بیداری اسلامی"، "آسیب‌شناسی فرصت ها و تهدیدهای پیش روی بیداری اسلامی" و "چشم انداز و افق های آینده بیداری اسلامی".

 

ولایتی افزود: شرکت کنندگان در همایش جوانان و بیداری اسلامی بر ضرورت مقابله با توطئه های استکبار جهانی بویژه تبلیغات دروغین رسانه ای استکبار در مورد اهداف حرکتهای اسلامی و همچنین تلاش برای گسترش گفتمان مردم سالاری دینی، عدالت طلبی و آزادیخواهی تأکید کردند.

انتهای پیام/

نوشته شده در دوشنبه 10 بهمن‌ماه سال 1390| ساعت 11:50 ب.ظ| توسط جلیل محمود ی| نظرات (0)|

جایگاه اربعین حسینی از دیدگاه مقام معظم رهبری(مدظله العالى)

 

جایگاه اربعین حسینی از دیدگاه مقام معظم رهبری(مدظله العالى)

 

اهمیت اربعین از کجاست ؟ صرف اینکه چهل روز از شهادت شهید می گذرد ، چه خصوصیتی دارد ؟ اربعین خصوصیتش به خاطر این است که در اربعین حسینی یاد شهادت حسین زنده شد و این چیز بسیار مهمی است . شما فرض کنید اگر این شهادت عظیم در تاریخ اتفاق می افتاد یعنی حسین بن علی و بقیه شهیدان در کربلا شهید می شدند ، اما بنی امیه موفق می شدند همانطور که خود حسین را و یاران عزیزش را از صفحه روزگار برافکندند و جسم پاکشان را در زیر خاک پنهان کردند ، یاد آنها را هم از خاطره نسل بشر در آن روز و روزهای بعد محو کنند .ببینید در این صورت آیا این شهادت فایده ای برای عالم اسلام داشت ؟ یا اگر هم برای آن روز یک اثری می گذاشت ، آیا این خاطره در تاریخ هم ، برای نسلهای بعد هم ، برای گرفتاریها و سیاهی ها و تاریکی ها و یزیدیهای دوران آینده تاریخ هم اثری روشنگر و افشا کننده داشت ؟ اگر حسین شهید می شد ، اما مردم آن روز و مردم نسلهای بعد نمی فهمیدند که حسین شهید شده ، آیا این خاطره چه اثری و چه نقشی می توانست در رشد و سازندگی و هدایت و برانگیزانندگی ملتها و اجتماعات و تاریخ بگذارد ؟

می بینید که هیچ اثری نداشت ، بله حسین که شهید می شد ، خود او به اعلی علیین رضوان خدا می رسید ، شهیدانی که کسی نفهمید و در غربت ، در سکوت ، در خاموشی شهید شدند ، به اجر خودشان در آخرت رسیدند ، روح آنها فتوح و گشایش را در درگاه رحمت الهی به دست آورد ، اما آیا چقدر درس شدند ، چقدر اسوه شدند ، درس ، آن شهیدی می شود که شهادت او و مظلومیت او را نسلهای معاصر و آینده او بدانند و بشنوند ، درس و اسوه آن شهیدی می شود که خون او بجوشد و در تاریخ سرازیر بشود ، مظلومیت یک ملت آن وقتی می تواند زخم پیکر ستم کشیده شلاق خورده ملتها را شفا بدهد و مرهم بگذارد که این مظلومیت فریاد بشود ، این مظلومیت به گوش انسانهای دیگر برسد ، برای همین است که امروز ابرقدرتها صدا توی صدا انداختند که صدای ما بلند نشود ، برای همین است که حاضرند پولهای گزاف خرج کنند تا دنیا نفهمد که جنگ تحمیلی چرا به وجود آمد ، با چه انگیزه ای ، با دست که ، با تحریک که . آن روز هم دستگاههای استکباری ، حاضر بودند هر چه دارند خرج کنند به قیمت این که نام و یاد حسین و خون حسین و شهادت عاشورا مثل درس در مردم آن زمان و ملتهای بعد باقی نماند و شناخته نشود . البته در اوائل کار درست نمی فهمیدند که چقدر مطلب با عظمت است . هر چه بیشتر گذشت ، بیشتر فهمیدند .

در اواسط دوران بنی عباس حتی قبر حسین بن علی علیه السلام را ویران کردند ، آب انداختند ، خواستند از او هیچ اثری باقی نماند . نقش یاد و خاطره شهیدان و شهادت این است ، شهادت بدون خاطره ، بدون یاد ، بدون جوشش خون شهید ، اثر خودش را نمی بخشد و اربعین آن روزی است که برافراشته شدن پرچم پیام شهادت کربلا در آن روز آغاز شد و روز بازماندگان شهداست . حالا چه در اربعین اول ، خانواده امام حسین علیه السلام به کربلا آمده باشند و چه نیامده باشند . اما اربعین اول آن روزی است که برای اولین بار زائران شناخته شده حسین بن علی به کربلا آمدند ؛ جابربن عبدالله انصاری است و عطیه از اصحاب پیغمبر ، از یاران امیر المومنین و آمدند آن جا و جابربن عبدالله حتی نابینا بود - آن طور که در نوشته ها و اخبار هست - و دستش را عطیه گرفت و برد روی قبر حسین بن علی گذاشت و او قبر را لمس کرد و گریه کرد و با حسین بن علی علیه السلام حرف زد و با آمدن خود و با سخن گفتن خود خاطره حسین بن علی را زنده کرد و سنت زیارت قبر شهداء را پایه گذاری کرد . یک چنین روزمهمی است روز اربعین.

امام صادق فمودند: هر کس یک بیت شعر درباره‏ى حادثه‏ى عاشورا بگوید و کسانى را با آن بیت شعر بگریاند، خداوند بهشت را بر او واجب خواهد کرد

حرکت امام حسین(ع) براى اقامه‏ى حق و عدل بود: «انّما خرجت لطلب‏الاصلاح فى امّة جدّى ارید ان امر بالمعروف وانهى عن‏المنکر ...»( بحارالانوار، ج 44، ص 329).

 در زیارت اربعین که یکى از بهترین زیارات است، مى‏خوانیم: «و منح‏النّصح و بذل مهجته فیک لیستنقذ عبادک من‏الجهالة و حیرةالضّلاله». آن حضرت در بین راه، حدیث معروفى را که از پیامبر(ص) نقل کرده‏اند، بیان مى‏فرمایند: «ایهاالنّاس انّ رسول‏اللَّه صلّى‏اللَّه علیه و اله و سلّم قال: من رأى سلطانا جائرا مستحلّا لحرم‏اللَّه ناکثا لعهداللَّه مخالفا لسنة رسول‏اللَّه صلّى‏اللَّه علیه و اله و سلم یعمل فى عباداللَّه بالاثم والعدوان فلم یغیّر علیه بفعل و لاقول کان حقّا على‏اللَّه ان یدخله مدخله» (بحارالانوار، ج 44، ص 382).

تمام آثار و گفتار آن بزرگوار و نیز گفتارى که درباره‏ى آن بزرگوار از معصومین رسیده است، این مطلب را روشن مى‏کند که غرض، اقامه‏ى حق و عدل و دین خدا و ایجاد حاکمیت شریعت و برهم زدن بنیان ظلم و جور و طغیان بوده است. غرض، ادامه‏ى راه پیامبر اکرم(ص) و دیگر پیامبران بوده است که: «یا وارث ادم صفوةاللَّه یا وارث نوح نبىّ‏اللَّه ...»( مفاتیح‏الجنان، زیارت وارث‏) و معلوم است که پیامبران هم براى چه آمدند: «لیقوم‏النّاس بالقسط». اقامه‏ى قسط و حق و ایجاد حکومت و نظام اسلامى.

اساساً اهمیت اربعین در آن است که در این روز، با تدبیر الهى خاندان پیامبر(ص)، یاد نهضت حسینى براى همیشه جاودانه شد و این کار پایه‏گذارى گردید. اگر بازماندگان شهدا و صاحبان اصلى، در حوادث گوناگون - از قبیل شهادت حسین‏بن‏على(علیه‏السّلام) در عاشورا - به حفظ یاد و آثار شهادت کمر نبندند، نسلهاى بعد، از دستاورد شهادت استفاده‏ى زیادى نخواهند برد.

درست است که خداى متعال، شهدا را در همین دنیا هم زنده نگه مى‏دارد و شهید به طور قهرى در تاریخ و یاد مردم ماندگار است؛ اما ابزار طبیعى‏یى که خداى متعال براى این کار - مثل همه‏ى کارها - قرار داده است، همین چیزى است که در اختیار و اراده‏ى ماست. ما هستیم که با تصمیم درست و بجا، مى‏توانیم یاد شهدا و خاطره و فلسفه‏ى شهادت را احیا کنیم و زنده نگهداریم.

 

رمز زنده‏ ماندن واقعه‏ى عاشورا

اگر زینب‏کبرى‏(سلام‏اللَّه‏علیها) و امام سجّاد(صلوات‏اللَّه‏علیه) در طول آن روزهاى اسارت - چه در همان عصر عاشورا در کربلا و چه در روزهاى بعد در راه شام و کوفه و خود شهر شام وبعد از آن در زیارت کربلا و بعد عزیمت به مدینه و سپس در طول سالهاى متمادى که این بزرگواران زنده ماندند - مجاهدات و تبیین و افشاگرى نکرده بودند و حقیقت فلسفه‏ى عاشورا و هدف حسین‏بن‏على و ظلم دشمن را بیان نمى‏کردند، واقعه‏ى عاشورا تا امروز، جوشان و زنده و مشتعل باقى نمى‏ماند.

چرا امام صادق(علیه‏الصّلاة والسّلام) - طبق روایت - فرمودند که هر کس یک بیت شعر درباره‏ى حادثه‏ى عاشورا بگوید و کسانى را با آن بیت شعر بگریاند، خداوند بهشت را بر او واجب خواهد کرد؟(1) چون تمام دستگاههاى تبلیغاتى، براى منزوى کردن و در ظلمت نگهداشتن مسأله‏ى عاشورا و کلاً مسأله‏ى اهل‏بیت، تجهیز شده بودند تا نگذارند مردم بفهمند چه شد و قضیه چه بود. تبلیغ، این‏گونه است. آن روزها هم مثل امروز، قدرتهاى ظالم و ستمگر، حداکثر استفاده را از تبلیغات دروغ و مغرضانه و شیطنت‏آمیز مى‏کردند. در چنین فضایى، مگر ممکن بود قضیه‏ى عاشورا - که با این عظمت در بیابانى در گوشه‏یى از دنیاى اسلام اتفاق افتاده - با این تپش و نشاط باقى بماند؟ یقیناً بدون آن تلاشها، از بین مى‏رفت.

آنچه این یاد را زنده کرد، تلاش بازماندگان حسین‏بن‏على(علیه‏السّلام) بود. به همان اندازه که مجاهدت حسین‏بن‏على(علیه‏السّلام) و یارانش به عنوان صاحبان پرچم، با موانع برخورد داشت و سخت بود، به همان اندازه نیز مجاهدت زینب (علیهاالسّلام) و مجاهدت امام سجّاد(علیه‏السّلام) و بقیه‏ى بزرگواران، دشوار بود. البته صحنه آنها، صحنه‏ى نظامى نبود؛ بلکه تبلیغى و فرهنگى بود. ما به این نکته‏ها باید توجه کنیم.

 

درسى که اربعین به ما مى‏دهد

درسى که اربعین به ما مى‏دهد، این است که باید یاد حقیقت و خاطره‏ى شهادت را در مقابل طوفان تبلیغات دشمن زنده نگهداشت. شما ببینید از اول انقلاب تا امروز، تبلیغات علیه انقلاب و امام و اسلام و این ملت، چه قدر پرحجم بوده است. چه تبلیغات و طوفانى که علیه جنگ به راه نیفتاد جنگى که دفاع و حراست از اسلام و میهن و حیثیت و شرف مردم بود. ببینید دشمنان علیه شهداى عزیزى که جانشان - یعنى بزرگترین سرمایه‏شان - را برداشتند و رفتند در راه خدا نثار نمودند، چه کردند و مستقیم و غیرمستقیم، با رادیوها و روزنامه‏ها و مجله‏ها و کتابهایى که منتشر مى‏کردند، در ذهن آدمهاى ساده‏لوح در همه جاى دنیا، چه تلقینى توانستند بکنند.

حتّى افراد معدودى از آدمهاى ساده‏دل و جاهل و نیز انسانهاى موجّه و غیر موجّهى در کشور خودمان هم، در آن فضاى ملتهب جنگ، گاهى حرفهایى مى‏زدند که ناشى از ندانستن و عدم احاطه به حقایق بود. همین چیزها بود که امام عزیز را برمى‏آشفت و وادار مى‏کرد که با آن فریاد ملکوتى ، حقایق را با صراحت بیان کند.

اگر در مقابل این تبلیغات، تبلیغات حق نبود و نباشد و اگر آگاهى ملت ایران و گویندگان و نویسندگان و هنرمندان، در خدمت حقیقتى که در این کشور وجود دارد، قرار نگیرد، دشمن در میدان تبلیغات غالب خواهد شد. میدان تبلیغات، میدان بسیار عظیم و خطرناکى است. البته، اکثریت قاطع ملت و آحاد مردم ما، به برکت آگاهىِ ناشى از انقلاب، در مقابل تبلیغات دشمن بیمه هستند و مصونیت پیدا کرده‏اند. از بس دشمن دروغ گفت و چیزهایى را که در مقابل چشم مردم بود، به عکس و واژگون نشان داد و منعکس کرد، اطمینان مردم ما نسبت به گفته‏ها و بافته‏ها و یاوه‏گوییهاى تبلیغات جهانى ، بکلى سلب شده است.

دستگاه ظالم جبار یزیدى با تبلیغات خود، حسین‏بن‏على(ع) را محکوم مى‏ساخت و وانمود مى‏کرد که حسین‏بن‏على(ع) کسى بود که بر ضد دستگاه عدل و حکومت اسلامى و براى دنیا قیام کرده است!! بعضى هم، این تبلیغات دروغ را باور مى‏کردند. بعد هم که حسین‏بن‏على(علیه‏السّلام)، با آن وضع عجیب و با آن شکل فجیع، به وسیله‏ى دژخیمان در صحراى کربلا به شهادت رسید، آن را یک غلبه و فتح وانمود مى‏کردند! اما تبلیغات صحیح دستگاه امامت، تمام این بافته‏ها را عوض کرد. حق، این گونه است.

از بیانات حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (مدظله العالى)29/ 06/ 68

منبع : پایگاه مقام معظم رهبری

به نقل ازhttp://www.aviny.com

 

 مطالب از : انتظار سرخ http://entezarsorkh.blogfa.co

نوشته شده در شنبه 24 دی‌ماه سال 1390| ساعت 06:55 ق.ظ| توسط جلیل محمود ی| نظرات (0)|

  
  
دکتر عصام العماد، شیعه‌شناس، متخصص در علم رجال و حدیث و تاریخ، مدرس مجمع جهانی اهل بیت علیهم السلام و فارغ‌التحصیل دانشگاه‌های مذاهب عربستان سعودی است. وی که خود زمانی پیرو وهابیت بوده و به مذهب تشیع گرویده است، در گفت‌وگوی تفصیلی به تشریح شکل‌گیری فرقه وهابیت و افشای ماهیت آن پرداخته است.
 
وی با بیان این که مبنای فقهی وهابیون بسیار مصلحتی است، گفت که نگاه فرقه وهابیت فقط در مورد قبور است و انفجار قبوری که در دنیا صورت می‌گیرد ناشی از این تفکر است.

العماد، بزرگ‌ترین مشکل دنیای اسلام را حرکت وهابیت دانست و با بیان این که وهابیون به مقوله‌ای به نام «تقریب مذاهب» اصلا اعتقادی ندارند، پیشنهاد داد که علمای شیعه و سنی در مقابل صدور فتاوی تکفیری وهابیون بیانیه‌ای مشترک صادر کنند.

وی با اشاره به این که فتوای وهابیون ناشی از تاثیرات عناصر اسراییلی در میان آنان است، آن را در راستای متوقف کردن حرکت حزب‌الله لبنان و اخوان المسلمین دانست.

دکتر عصام العماد که یمنی‌الاصل و 39 ساله است و تحصیلات خود را در دانشگاه‌های عربستان گذرانده و روزی خود در زمره پیروان وهابیت بوده و امروز به عنوان یک شیعه‌شناس در ایران به تدریس و تالیف مشغول است، در گفت‌وگویی تفصیلی با خبرنگار فقه و حقوق خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) اظهار داشت: صدور فتوای تکفیری 38 نفر از علمای وهابی عربستان چیز غریب و جدیدی نیست؛ چرا که وقتی ما به تاریخ وهابیت از بدو تأسیس آن نگاه می‌کنیم، مشاهده می‌کنیم که وهابیت در بستر تکفیر به وجود آمده و بر طبق آن رشد و حرکت کرده است.

وی گفت: گمان نمی‌کنم هیچ مذهبی همانند وهابیت در فضای تکفیری تبلور یافته باشد و متاسفانه این‌گونه تندروی آنان ناشی از جهل به معنی تکفیر و خصوصیات آن است.

العماد اظهار داشت: بنده از آن زمان که به ایران آمدم مشغول تالیف کتب و نقد روش وهابیت شدم که یک نمونه از مناظراتم با یکی از مفتی‌های کویت صورت گرفت و آن در مجموعه کتاب «الزلزال» چاپ شده است که به فارسی نیز ترجمه شده است.

 
مؤسس فرقه وهابیت اطلاع کاملی از علوم اسلامی چون منطق و اصول و لغت نداشته است
 

وی ادامه داد: شیخ محمد عبدالوهاب مؤسس مذهب وهابیت است و فردی است که در خانواده‌ی علمی رشد و در نزد پدر و برادر خود تحصیل کرده است ولیکن متاسفانه انحرافات بزرگ فکری داشته است.

معتقدم شیخ عبدالوهاب با دو مشکل بسیار بزرگ دست و پنجه نرم می‌کرد که البته این دو مشکل را از مطالعات مکرر کتاب‌های وی، کشف کرده‌ام. مشکل اول وی کمبود علم بوده است. او اطلاع کاملی از علوم اسلامی چون منطق و اصول و لغت و... نداشته است.

وی گفت: شیخ محمد عبدالوهاب هرگز نتوانسته است تحصیلی کامل و جامع از علوم، در یک دانشگاه معتبر داشته باشد و هرگز نتوانسته به شکلی ملازم نزد شخصیتی علمی تلمذ کند.

عصام العماد افزود: متأسفانه شیخ محمدعبدالوهاب قبل از اینکه تحصیلات خود را به‌طور کامل تکمیل کند، عهده‌دار امر تبلیغ دین شد؛ این در حالی بود که وی دارای روحیه تندرویی بود.

مشکل اساسی و بزرگ موسس وهابیت انحراف سلوکی نبوده بلکه مشکل فکری بوده است

وی مشکل دوم شیخ محمد عبدالوهاب را انحراف فکری و عقیدتی برشمرد و عنوان کرد: مشکل اساسی و بزرگ وی، مشکل فکری بوده است که نمونه چنین مسأله‌ای درمیان خوارج در زمان امام علی علیه‌السلام وجود داشته است.

 
عبدالوهاب علاوه بر شیعه، اهل تسنن معتدل را نیز مورد هجمه قرار داد
 

وی اضافه کرد: از بدو ظهور شیخ محمد عبدالوهاب ما شاهد افکار خطرناکی از وی بودیم که متأسفانه وی فقط بر ضد شیعه عمل نکرد بلکه تمام اهل تسنن مخلص و معتدل را نیز مورد هجمه فتوایی خود قرار داد.

عصام العماد گفت: شیخ محمد عبدالوهاب معنای حقیقی و ضوابط اصلی تکفیر را پی نبرده بود؛ بنابراین جمع کثیری از مسلمانان شیعه و سنی را داخل در دایره شرک و تکفیر نمود و این همان خطر بزرگ است. وی هرکس که تابع افکارش نبود را ضد توحید می‌انگاشت.

وی ادامه داد: این شخصیت با فکر شخصی خود قواعدی را در زمینه توحید تدوین کرده بود و هر کسی را با این چهارچوب مخالفت یا نقد می‌کرد، کافر می‌شمرد و بر این اساس مشاهده می‌کنیم بزرگان علمی عالم اسلام را رد کرده است؛ مثلا کتاب توحید زمخشری، تفسیر آیات توحید امام فخر رازی و امام ابوحامد غزالی، طبرسی و عسقلانی، ثعلبی و حتی طبری که از علمای بزرگ اهل سنت است، در نظر شیخ محمد عبدالوهاب مصداق کتب مضله است و نویسنده آن کتاب، کافر است.

این محقق تاریخ اسلام خاطر نشان کرد: شیخ محمد عبدالوهاب یک نوع حساسیتی در مساله توحید داشت و درصدد بود با فکر خودش این مساله را حل کند غافل از اینکه کمیتش در این زمینه لنگ بود و او با کارش نه فقط مشکل در عربستان، بلکه در تمام جوامع اسلامی از اندلس تا ایران و پاکستان و در میان تمام فرق اعم از اشعری،معتزله، سلفیه و شیعه و... ایجاد کرد. وی باعث شد جنبش‌های بزرگ اسلامی به چند دستگی مبدل شوند و از حرکت باز ایستند.

 
موسس وهابیت می‌خواست توحید ساختگی خویش را بر دیگران تحمیل کند
 

عصام العماد تاکید کرد: بنده در صدد این نیستم که نیت شیخ محمدعبدالوهاب را در این کار بیابم؛ چرا که نیت، امری درونی و فقط خداوند متعال از آن مطلع است. آنچه برای من مسلم است، این است که شیخ با عملکردش می‌خواست توحید ساختگی خویش را بر دیگران تحمیل کند، بدون اینکه درک جامعی از آن داشته باشد. او به قدری تعصب داشت که در نامه‌های خویش به دیگران، آنان را مشرک خطاب می‌کرد و می‌گفت (من محمد عبدالوهاب الی المشرکین). وی معتقد بود جان و مال و زنان مخالفش برای طرفدارانش مباح است.

وی ادامه داد: حتی شیخ سلیمان عبدالوهاب برادر شیخ محمد عبدالوهاب نیز به مقابله با او پرداخت و روزی به او گفته بود«تو هرگز کتاب‌هایی را که خوانده‌ای به درستی درک نکرده‌ای».

وی تاکید کرد: بسیاری از مسایلی را که شیخ محمدعبدالوهاب متعرض آن شده است، به قدری تند است که بسیاری معتقدند «ابن تیمیه» که او هم یکی از شخصیت‌های افراطی در تاریخ بوده است، از وی معتدل‌تر بوده است؛ چرا که در باب بدعت، کثیری از امور هستند که شیخ محمد عبدالوهاب آن را داخل در شرک دانسته، ولی «ابن تیمیه» چنین نکرده است.

دکتر عصام العماد، فتوای تکفیری 38 تن از علمای وهابی را متأثر از فتاوای شیخ محمد عبدالوهاب عنوان و اضافه کرد: تا زمانی که راه حلی برای این معضل نیابیم، مشکل جهان اسلام حل نخواهد شد.

 
بزرگ‌ترین مشکل دنیای اسلام حرکت وهابیت است
 

وی گفت: شیخ محمدسعید رمضان لوطی که از فقهای بزرگ است، گفته بود «حدود 200 متفکر اسلامی از سراسر جهان اجتماعی تشکیل دادیم تا مشکلات جهان اسلام را بیابیم و حل کنیم. پس از بحث به این نتیجه رسیدیم که بزرگ‌ترین مشکل که دنیای اسلام با آن دست و پنجه نرم می‌کند حرکت وهابیت است.» اینان مشکلاتی در تمام دنیا اعم از آمریکا و فرانسه، آلمان و چین و تمام جاهایی که در آن نفوذ کرده‌اند، ایجاد نموده‌اند.

دکتر العماد از قول دکتر علامه یوسف قرضاوی نقل کرد: در دنیای اسلام کسی اعم از مرده و زنده وجود ندارد مگر اینکه وهابیت کتابی در لعن آن نوشته است چه شیعه باشد چه سنی، چه زیدی و چه...

وی خاطر نشان کرد: به عنوان مثال یک وهابی کتابی در رد سید جمال‌الدین اسدآبادی به نام «تحذیر الامم من کلب العجم = برحذر داشتن امت از ...فارسی» نوشته است. یک وهابی دیگر کتابی در رد صاحب «تفسیر المنار» به نام «صواعق من النار علی صاحب المنار: هجوم شعله‌های آتش بر سر صاحب کتاب المنار» نوشته است. دیگری کتابی به نام «الکلب العالی یوسف القرضاوی: ... بزرگ یوسف قرضاوی» نوشته است.

 
تمام نوشته‌های آنان فقط و فقط علیه مسلمانان است
 

عصام گفت: بنده قبل از شیعه شدنم نزد فردی به نام «المدخلی» درس می‌خواندم که نزد این شیخ قریب 100 کتاب در لعن و رد بزرگان اسلام اعم از «سید محمد قطب»، «شیخ محمد غزالی»، «آیت‌الله خویی»، «شیخ محمد عبده» و ... وجود داشت. این در حالی است که ما در میان کتب وهابیون کتابی در رد مارکسیست، بودائیسم، بهائیت و تفکرات اسراییلی و آمریکایی نمی‌بینیم. تمام نوشته‌های آنان فقط و فقط علیه مسلمانان است.

 
فتوای وهابیون ناشی از تاثیرات عناصر اسراییلی در میان آنان است
 

 
این، فتوایی است که از قصر سعودی صادر شده است
 

 
فتوای وهابیون در راستای متوقف کردن حرکت حزب‌الله لبنان و اخوان المسلمین است
 

وی تاکید کرد: فتوای وهابیون ناشی از تاثیرات عناصر اسراییلی در میان آنان است و باید توجه داشت که این فتوایی است که از قصر سعودی صادر شده است زیرا تمام علماء و مفتی‌های عربستان کارگزار حکومت هستند. این فتوا در جهت منافع اسراییل و برای متوقف کردن حرکت حزب‌الله لبنان و حماس و اخوان المسلمین و... صادر شده است.

عصام العماد، ظهور وهابیون معقول در عربستان را از پدیده‌های مبارک یاد کرد و به خبرنگار فقه و حقوق ایسنا گفت: شیخ سلیمان العوده، سردمدار وهابیون معقول از جمله کسانی است که شجاعت نقد شیخ محمد عبدالوهاب را یافت و او را به خطا منتسب کرد.

وی، دلیل تحقق چنین امری را دارای ریشه‌ی تاریخی عنوان کرد و گفت: پس از آنکه بین «ملک فیصل» و «جمال عبدالناصر» درگیری پیش آمد، «ملک فیصل» جهت انتقام‌گیری، جمعی از علمای اهل تسنن مصر از جمله «سید محمد قطب» و «شیخ محمد غزالی» را به عربستان دعوت کرد تا آنان را بر ضد «جمال عبدالناصر» به کار گیرد ولیکن وقتی آنان وارد عربستان شدند چون از تفکرات «سید جمال‌الدین اسدآبادی» و «شیخ محمد عبده» تاثیر پذیرفته بودند، تفکرات «شیخ محمد عبدالوهاب» را مورد انتقاد شدید قرار دادند.

عصام العماد گفت: وقتی اینان وارد عربستان شدند «شیخ ربیع مدخلی» و «بن‌باز» تعبیری کرده و گفته بودند ورود اینان به منزله‌ی بمبی است که موجب انفجار تفکر وهابی خواهد شد.

وی ادامه داد: «سید محمد قطب» پس از محکومیت به اقامت اجباری در عربستان مشغول تدریس شد و شاگردان معقولی چون «سلیمان العوده» را پرورش داد.

درشرایطی که امام علی علیه السلام وعمربن‌خطاب درعربستان نقد می‌شدند،کسی حق نقد عبدالوهاب را نداشت

عصام العماد گفت: من به یاد دارم زمانی در دانشگاه‌های عربستان نقد امام علی علیه‌السلام و حتی عمر بن خطاب به راحتی صورت می‌گرفت ولی هیچ‌کس حق نقد شیخ محمد عبدالوهاب را نداشت. در این ایام با ظهور بزرگانی شجاع چون «سید محمد قطب» و «شیخ محمد غزالی» این وضعیت افول یافت.

وقتی بزرگان وهابی نتوانستند با قدرت علمی«قطب»مقابله کنند،او را به شورش علیه ولی امر خودمتهم کردند

وی ادامه داد: وقتی بزرگان وهابی نتوانستند با قدرت علمی «سید محمد قطب» مقابله کنند، او را متهم کردند به این‌که علیه ولی امر خود شورش کرده است که او نیز در جواب گفته بود اگر ولی امری برای من باشد، او «جمال عبدالناصر» است.

 
حرکت وهابیت در جهت اهداف انگلیس، آمریکا و اسراییل است
 

 
نگاه فرقه وهابیت فقط در مورد قبور است و انفجار قبوری که در دنیا صورت می‌گیرد ناشی از این تفکر است
 

عصام العماد، حرکت وهابیت را در جهت اهداف انگلیس و آمریکا و اسرائیل برشمرد و گفت: این مذهب نگاهش فقط در مورد قبور است و به امور دیگر اهتمام ندارد و معتقدند زیارت قبور شرک است و انفجار قبوری که در دنیا صورت می‌گیرد ناشی از این تفکر است. این تا جایی بوده است که برخی از علماء گفته بودند، گویی شیخ محمد عبدالوهاب در مقبره متولد شده و بنابراین عقده‌ای درونی در این مورد دارد.

وهابیون چون درک درستی از معارف ندارند امور عرفی را داخل در مفهوم بدعت می‌دانند

وی، بنای قبور و اشکال مختلف مقبره را از جمله امور عرفی برشمرد و اضافه کرد: وهابیون چون درک درستی از معارف ندارند امور عرفی را داخل در مفهوم بدعت می‌دانند.

به اعتقاد عبدالوهاب، مشرکین مسلمان از مشرکین دوران پیامبر مانند ابولهب و ابوجهل بدتر و ملعون‌ترند

مدرس مجمع جهانی اهل بیت علیهم السلام گفت: محمد عبدالوهاب آن‌چنان در مورد مسلمانان تندرو بود که در کتاب خود نوشته است مشرکین مسلمان از مشرکین دوران پیامبر مانند ابولهب و ابوجهل بدتر و ملعون‌ترند.

 
مرض تکفیر امری است که باید نسبت به آن هوشیار بود
 

وی تصریح کرد: معتقدم هر جا تکفیری صورت گیرد پس از آن انفجاری در عالم رخ خواهد داد و مرض تکفیر امری است که باید نسبت به آن هوشیار بود.

این محقق و پژوهشگر تاریخ و حدیث تاکید کرد: باید مومنین کاملا مواظب و هوشیار باشند چرا که پشیمانی پس از تحقق مشکلات سودی نخواهد داشت.

وهابیون هرگز در انفجار حرمین عسگریین و کربلا و نجف متوقف نخواهند شد

عصام العماد ابراز عقیده کرد: وهابیون هرگز در انفجار حرمین عسگریین و کربلا و نجف متوقف نخواهند شد بلکه اگر فرصت یابند، حرم دیگر ائمه اطهار را نیز منفجر خواهند کرد.

 
علمای شیعه و سنی در مقابل صدور فتاوی تکفیری وهابیون بیانیه‌ای مشترک صادر کنند
 

وی پیشنهاد کرد: در مقابل صدور فتاوی تکفیری تمام بزرگان اهل سنت و شیعه در تمام نقاط عالم جمع شوند و بیانیه‌ای در محکومیت چنین اموری صادر کنند چرا که کوتاهی در این کار ضرر را متوجه همگان خواهد کرد. محکومیت مراجع دینی در قم و نجف در این زمینه کافی نیست.

 
از یک وهابی معتدل شنیدم که می‌گفت دولت ما ایران است
 

نباید با وهابیون عکس‌العملی مانند آنان داشت بلکه باید با جدال احسن آنان را مجاب کرد

عصام العماد اظهار داشت: الحمدالله امروز تمام مسلمانان از شیعه و سنی به جمهوری اسلامی ایران اطمینان دارند و خودم از یک وهابی معتدل شنیدم که می‌گفت دولت ما ایران است. نباید با وهابیون عکس‌العملی مانند آنان داشت بلکه باید با جدال احسن آنان را مجاب کرد.

 
در حوزه‌های علمیه ایران فتوایی بر تکفیر اهل سنت ندیده‌ام
 

وی تعصب شدید وهابیون را یکی از مشکلات بزرگ آنان عنوان کرد و ادامه داد: متاسفانه در تمام دانشگاه‌های عربستان کتاب‌های شیخ محمد عبدالوهاب جزو متون درسی است و از همان ابتدا افکار این شخصیت در وجود دانشجویان مستقر می‌شود لذا به یاد دارم که وقتی در دانشگاه «محمد سعود» درس می‌خواندم قریب هزار رساله دکترا در تکفیر شیعه وجود داشت. این در حالی است که در حوزه‌های علمیه ایرانی ما فتوایی بر تکفیر اهل سنت ندیده‌ام.

 
وهابیون به مقوله‌ای به نام «تقریب مذاهب» اصلا اعتقادی ندارند
 

عصام العماد در ادامه گفت‌وگو با خبرنگار فقه و حقوق خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) اظهار داشت: وهابیون به مقوله‌ای به نام «تقریب مذاهب» اصلا اعتقادی ندارند و «محمد کباری» که یک عالم بزرگ سعودی کتابی فقط در رد تقریب مذاهب نگاشته است و «ابن‌جویری» فتوی بر حرمت خوردن غذای شیعه داده است؛ بنابراین اصلاح آنان کار آسانی نیست.

 
مبنای فقهی وهابیون بسیار مصلحتی است
 

وی در عین حال خاطر نشان کرد: متاسفانه مبنای فقهی وهابیون بسیار مصلحتی است به گونه‌ای که اگر مصلحت خود را در ارتباط با شیعه ببینند صدها کتاب در اسلامیت شیعه می‌نویسند.

عصام العماد عنوان کرد: علمای عربستان وقتی دیده‌اند ایران به عنوان رهبر فکری دنیای اسلام شناخته شده است، درصدد هجمه‌ی ایران برآمده‌اند و آنان وقتی انفجارات در کشور خود را دیدند به جهت تحقق چنین انفجاراتی در ایران، با صدور فتواهای تکفیرانه افکار را به چنین سمتی هدایت می‌کنند.

 
ایران باید با جمع بین دیپلماسی و دین هوشیارانه در جهت خنثی کردن تحریکات وهابیون برآید
 

وی گفت: جمهوری اسلامی که آراسته به سیاست علوی است باید با جمع بین دیپلماسی و دین هوشیارانه در جهت خنثی کردن تحریکات آنان برآید.

 
شیعه شدنم هدیه‌ی آسمانی بود
 

دکتر عصام العماد، شیعه شدنش را هدیه‌ی آسمانی برشمرد و گفت: من در نزد «بن‌باز» در عربستان مشغول تحصیل بودم و با خود در این اندیشه بودم که پس از قرن‌ها ارادات خالصانه نسبت به امام علی و امام حسین علیه السلام و دیگر امامان بزرگوار، همچنان در قلوب عده‌ای موج می‌زند و کهنه نشده است و از طرف دیگر نقدهای شدید نسبت به امام علی علیه السلام و امام حسین علیه السلام را در مجالس علمی عربستان مشاهده می‌کردم و می‌دیدم ظلم‌های یزد و معاویه توجیه می‌شود ولی به راحتی امامان شیعه نقد می‌شوند.

 
مشاهده می‌کردم در عربستان کتاب‌هایی در دفاع از یزید و... نوشته شده و هیچ‌گونه انتقادی بر آنان وارد نکرده‌اند
 

وی ادامه داد: بنده مجالسی را مشاهده می‌کردم که به راحتی امام علی علیه السلام را نقد می‌کنند ولی وقتی فضایل امام -که حتی در خود کتاب‌هایشان نیز هست- می‌شنوند، قدرت تحمل ندارند. مشاهده می‌کردم کتاب‌های متنوعی در دفاع از یزید و عمروعاص و... نوشته شده است و هیچ‌گونه انتقادی بر آنان وارد نکرده‌اند.

وی ادامه داد: این‌گونه جریانات باعث شد بر نفسم عتاب کنم و خود را به مطالعه در سیره‌ی اهل بیت علیهم السلام وادار کردم.

مدرس مجمع جهانی اهل بیت علیهم السلام به ایسنا گفت: در شبی از شب‌های ماه رمضان پس از نماز تراویح در مجلسی حاضر شدم که امام علی علیه السلام را در قفس اتهام گذاشته بودند و به تمام عملکرد او بدون دلیل اعتراض می‌کردند و او را خلیفه‌ای عنوان می‌کردند که اگر زودتر کشته می‌شد، آمریکای امروز مسلمان می‌گشت. دیدم آنان امام حسین علیه السلام را سبب‌ساز فتنه بزرگ اجتماعی می‌نامیدند که پس از این جلسه به شدت به مطالعه و تحقیق در زندگی اهل بیت علیهم السلام روی آوردم.

 
پس از مطالعات تخصصی، دریافتم که تمام کارهای امام علی علیه السلام بر طبق عقل و منطق بود
 
به این نتیجه رسیدم که سخنان وهابیون تماما توجیهات رکیکه و فاقد منطق است

وی اذعان کرد: پس از مطالعاتم که به طور تخصصی انجام دادم، یافتم که اتفاقا تمام کارهای امام علی علیه السلام بر طبق عقل و منطق بود و به این نتیجه رسیدم که سخنان وهابیون تماما توجیهات رکیکه و فاقد منطق است. مثلا آنان احادیث فضایل امام علی علیه‌السلام را بی‌اهمیت می‌خواندند ولی نفرین پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در مورد معاویه (خداوند هیچ وقت شکمت را سیر نکند) را از جمله فضایل معاویه می‌دانستند و توجیه می‌کردند مقصود از این حدیث این است که معاویه هیچگاه سیر نشود و بخورد و سلامت پیدا کند.

عصام العماد افزود: شیعه شدن من نه فقط به اراده خودم بلکه با کرامت الهی و عنایت آسمانی تحقق پذیرفت و خداوند را با تمام وجود بر این نعمت عظمی شاکرم و از او می‌خواهم مرا به معارف بیشتری هدایت کند.
 
به دلیل شیعه شدنم هم‌اکنون مورد تکفیر وهابیون هستم
وی در پایان خاطر نشان کرد: بنده به دلیل شیعه شدنم هم‌اکنون مورد تکفیر وهابیون هستم.

منبع : موعود 

       منبع : http://www.shiayan.ir/entry/000209.php
نوشته شده در یکشنبه 13 آذر‌ماه سال 1390| ساعت 12:30 ق.ظ| توسط جلیل محمود ی| نظرات (0)|

الیور استون:
«الیور استون»، کارگردان جنجال‌برانگیز آمریکا در کنفرانس مطبوعاتی فیلم خود که روز گذشته در جشنواره فیلم الجزیره به نمایش درآمد گفت: سیاستمدارن آمریکایی که نسبت به هموطنانشان هیچ‌گونه رحم و عطوفتی ندارند چگونه ادعای نجات جهانیان را دارند؟
 

به گزارش رحماء به نقل از خبرگزاری رویترز، «الیور استون» که هم‌اکنون برای نمایش آخرین مستند خود تحت عنوان«داستان ناگفته آمریکا» در جشنواره فیلم الجزیره به سر می‌برد روز گذشته در کنفرانس مطبوعاتی این فیلم در جمع خبرنگاران بار دیگر از دروغگویی، بی‌عدالتی و جنگ محوری حاکم بر دولت کشورش به شدت انتقاد کرد.
«استون» گفت:از دیدن بحران اقتصادی جهان و اینکه مقامات آمریکایی تا چه اندازه عاشق پول هستند، مرا شگفت‌زده کرده است، متاسفانه در این میان بزرگترین قربانی، قشر متوسط جامعه هستند.
وی گفت: به نظر من هیچ چیز نمی‌تواند چنین سیستمی که کاملا غیر دموکرات است را عوض کند، سیستمی که حتی پس از به قدرت رسیدن اوباما نیز هیچ تغییری نکرده است.
این کارگردان ۶۵ ساله افزود: مطمئن باشید سیاستمدارانآمریکایی که ذره‌ای رحم و عطوفت نسبت به هموطنان خود ندارند، هیچگاه علاقه بهحل مشکلات جهانیان ندارند، آنها بی‌رحم‌ترین‌اند.
وی تاکید کرد: حرکت مردمی وال استرایت اگر که بخواهد بهتر عمل کند و تاثیر بیشتری داشته باشد باید به واشنگتن کشیده شود نه نیویورک.
استون پس ازانتقاد ازحاکمیت نظام پول دوستی بر کشورش، گفت: پول پرستی و بی‌عدالتیتنها مشخصه منفی سیاستمداران آمریکایی نیست بلکه آنها در دروغگویی گوی سبقت را از بقیه ربوده آنچنانکه در رابطه با جنگ ویتنام بیش از ۳۰ سال به همه دروغ گفته‌اند، آمریکایی‌ها یک عمر با این عقیده که کمونیسم در حال سیطره بر تمام دنیاست، زندگی کردند ولی خود من زمانیکه به جنگ رفتم حقیقتی که کشف کردم این بود که سیستمی بر صنعت ارتش آمریکا حاکم است که هدفش نابودی جهان است.
وی در ادامه در جواب به سوال یکی از خبرنگاران در رابطه با حمایت بی‌چون و چرای آمریکا از اسرائیل، گفت: این موضوعی است که من تاکنون نتوانسته‌ام در رابطه با آن در آمریکا صحبت کنم، این شامل قدرت، پول ، رسانه و لابی‌های مختلف است و از آنچنان قدرتی برخوردار است که حقیقت در این میان مثله می‌شود.
استون در پایان گفت: البته علی‌رغم تمام این مشکلات در این میان کورسویی بسیار کوچک از امید وجود دارد که اگر خوش‌بین باشیمشاید اعتراضات اخیر مردم آمریکا بتواند تغییراتی به وجود آورد.(منبع خبر سایت رحماء)

حاکمان فاشیستی مسلط بر کشورهای اسلامی عربی در خاور میانه که کمر به خدمت به صهیونیسم بین الملل بسته اند و تمام قد در خدمت آمریکا و اسرائیل هستند   این گزارش را به دقت مطالعه کنند و بدانند که تاریخ مصرفشان وقتی تمام شد یعنی وقتی که مردم کشورشان آنان را مزدور آمریکا دانستند و قیام کردند وآنان را از اریکه قدرت پائین آوردند مثل محمدرضا پهلوی و  مبارک و قذافی میشوند و اربابانشان برایشان تره خورد نخواهند کرد وحتی آنان را به کشورشان راه نخواهند داد .  
نوشته شده در یکشنبه 29 آبان‌ماه سال 1390| ساعت 09:12 ب.ظ| توسط جلیل محمود ی| نظرات (0)|

مراودات فرهنگی رهبر انقلاب با جهان اسلام

استاد محمدعلی آذرشب یکی از اساتید شهیر زبان و ادبیات عرب در ایران است. دکتر آذرشب مدرک کارشناسی خود را از دانشگاه اصول دین بغداد گرفته و دکتری فرهنگ و زبان عرب و علوم قرآنی از دانشکده الهیات و معارف اسلامی است. استاد تمام دانشگاه تهران، بیش از هشتاد جلد کتاب ترجمه و تألیف در دسترس دارد و در مطبوعات تخصصی بیش یک صد و پنجاه مقاله به نامش درج گردیده است. به سبب مراودات فرهنگی با رهبر انقلاب و حضور در جایگاه مترجم معظم له، در ایام برگزاری بیست و سومین نمایشگاه کتاب در خصوص ابعاد و شئون فرهنگی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با وی به گفتگو نشستیم که متن زیر، حاصل آن جلسه است:

شخصیت آقای خامنه‌ای را باید بر اساس محورهای فرهنگی این شخصیت شناخت تا تأثیرات و بازتاب شخصیت او در جهان اسلام و جهان عرب به خصوص معلوم شود.

نگاه جدید به قرآن

ایشان از همان نوجوانی به مسائل قرآنی توجه خاصی داشت؛ نه فقط در قرآن‌خوانی، بلکه راهبری جوانان به سمت منبع عزت، کرامت، شخصیت و هویتی که در قرآن نمایانگر است. ما در حوزه علمیه فعالیت‌های قرآنی کمتر می‌دیدیم، اما ایشان توجه اولش به قرآن، اعم از تلاوت و مفاهیم و ارائه دید جدید نسبت به مسائل قرآنی مصروف بود.

اولین کسی که قرائت مصریان در ایران را شایع کرد، آقای خامنه‌ای بود. قرائت‌ها توسط نوار کاست منتشر می‌شد. توجه و عنایت خاص‌ ایشان در محافل عمومی و خصوصی به قرآن سابقه دیرینه‌ای دارد. در محافل عمومی که در مسجد کرامت مشهد [خاطرات مسجد کرامت] صورت می‌گرفت، عنایت خاصی داشتند که هر شب یک مفهومی از مفاهیم قرآن ارائه شود. در محافل خصوصی هم نظریات، تئوری‌ها و دیدگاه‌های جدیدی در رابطه با قرآن ارائه می‌دادند.

من به نظرم می‌رسد این که ایشان تفسیر «فی ظلال القرآن» سید قطب را خواندند و فوق‌العاده شیفته سید قطب شدند، به این جهت بوده است که سید قطب نظریات و افکار جدید تمدن‌زا، فرهنگ‌ساز، روزآمد و در عین حال اصیلی دارد. یعنی هر دو اصالت و معاصرت را جمع می‌کند و با سبکی بسیار زیبا و مؤثر و ادبی نوشته است.

ایشان فوق‌العاده تحت تأثیر این تفسیر قرار می‌گرفتند. من از زبان ایشان شنیدم که می‌گفتند «من وقتی بعضی از عبارات تفسیر فی ظلال القرآن سید قطب را که می‌خواندم، موهای تنم سیخ می‌شد؛ از بس که تحت تأثیر قرار می‌گرفتم.» جلد اول فی ظلال القرآن را به فارسی ترجمه کرد. این کتاب از آن ترجمه‌هایی است که من به دانشجویان خودم گفتم سعی کنید آن ترجمه را به دست آوردید و از آن استفاده کنید. امتیاز این ترجمه در این است که وقتی آدم این ترجمه را می‌خواند، نمی‌داند که این ترجمه شده از زبان عربی است یا نه! انگار که اصلاً به زبان فارسی نوشته شده است، آن هم فارسی بسیار زیبا، آهنگین و ادبی.


::ادامه مطلب::

نوشته شده در چهارشنبه 25 آبان‌ماه سال 1390| ساعت 08:53 ب.ظ| توسط جلیل محمود ی| نظرات (0)|

  1    2    3    4  >>

قالب وبلاگ : فقط بهاربیست

ARCHIVES

CATEGORIES

LINKS

DESIGN

OTHERS
 فال حافظ - قالب وبلاگ